پنجشنبه 6 مهر1385
براستی پارسی زبانان بايد برگردان «پارسی» قرآن و ديگر نوشتارهای اسلامی را بخوانند و آنرا با شاهکارهای فرهنگ آريايی مانند شاهنامه و اوستا برابر کنند تا ببينند که آيا در گفتار الله کوچکترين رهنمودی در راه نيکبختی٬ دانش٬ خرد و کار و کوشش، شادی و دلگشايی و انساندوستی به چشم ميخورد؟
يا آنکه در اين نوشتارها تنها داستانهای بی پايه و مايه و همه راههای شکنجه، کشتار، قارت و چگونگی به بردگی و کنيزی گرفتن ديگران و زير پا نهادن همه آزاديها نمايانده شده؟
خلافگويی و تناقضات بيشمار گفتار الله و همچنين عطش انتقام، کشتار و عشق به خون ريزی " ناباوران" و بنا به اقرار خود الله به حيله گری و مکاری او در قرآن تا اندازه ای است که خواننده را بيشتر با يک پرسش روبرو ميکند که آيا براستی اين سخنان، همان سخنان پروردگار جان و خرد است يا بيشتر شبيه گفتار اهريمن (شيطان)؟؟؟
ملايان و اسلاميان با تکيه بر همين اسلام و سوره و آيات و احاديث و احکام کور و سياه توانسته اند حرمت و عزت نفس ايرانيان مصيبت زده را درو کنند و ايران را به دوران شترچرانی ببرند. از این رو است بجا است که بگوييم کمترين کاری که هر ايرانی ميتواند انجام دهد اين است که برگردان پارسی قرآن را بخواند و بيطرفانه در مورد پيامدهای مرگبار آن که در ايران کنونی نمايان است داوری کند.
اگر کمی ريزبينانه تر و بدون خشک سری به ريشه بوجود آمدن رنجها و دشواريهای ايرانيان از جمله تنگدستي، بيکاری، فساد، واپسماندگی گسترده در تمام زمينه ها و فرار بی سابقه مغزهای انديشمند از ایران و غيره بنگريد، می بينيد که اين بخاطر ايرانی بودنمان نيست، بلکه بخاطر خرافه پرستی مان و باورمان به هيولايی به نام اسلام و قرآن است. کتاب و مذهبی که جز گرياندن انسانها و بيم عذاب آخرت دادن به آنها و ترد هرگونه شادی و پايکوبی و عشق ورزی انسانی، شيوه زيست ديگری نمی شناسد. کتابی مملو از قوانين چگونی کشتار و قارت و چپاول و به بردگی گرفتن دیگران. قوانينی که از تار و پودش بوی نفرت از بشرييت و آزادی ميايد.
ملايان و تازی پرستان در طول ۱۴۰۰ سال گذشته تمام کوشش خود را بکار بردند که تاريخ راستين ايران و ايرانی را بسود دکان خودشان دگرگون کنند، چنانچه در هيچ جايی سخنی از حمله وحشيانه اعراب ولگرد و راهزن ۱۴۰۰ پيش به ايران متمدن و پيشرفته بميان نيايد، هيچ گفتگويی از چگونگی سربريدن سدها هزار ايرانی به جرم پايبندی به آيين پاک گفتار نيک، پندار نيک و کردار نيک صورت نگيرد و هيچ حرفی در مورد تجاوز اعراب به زنان و کودکان و حراج آنان در بازارهای مکه و مدينه انجام نگيرد. آري ملايان برای رونق دکان خود محتاج تحريف تاريخ بودند و هستند و آن روزی که مردم ايران از تاريخ راستين خود آگاه شوند روز مرگ اين دستار بندان خواهد بود.
این تارنمای اينترنتی شايد کمکی باشد تا بتواند تاريخ و سرگذشت راستين ايران و چهره راستين قرآن و اسلام را نشان دهد. سرگذشتی که تا کنون نتنها توسط ملايان پنهان ميشد، بلکه توسط اسلامزدگانی مانند علی شريعتی و مانند ايشان بسود اسلام بزک وزيبا جلوه داده ميشد. این تار نما راستی هايی را در مورد دين اسلام که تا کنون گفتگو در مورد آنها برای ما ايرانيان شدنی نبوده و بدرستی يک " تابو" بوده بميان ميکشد؛ چرا که ما به اين باوريم که تا اين رودربايستی دينی در ایران از بين نرود، ایران رنگ پيشرفت و آسايش را نخواهد ديد.
آيا تا بحال با خود فکر کرده ايد که چه شد در طول تاريخ ۶۰۰۰ - ۷۰۰۰ ساله ایران که تا پيش از اسلام، يکی از متمدن ترين و دارامندترين و قدرتمندترين کشور جهان بشمار ميرفت، و درست از زمان اشغالش توسط تازيان بيابانگرد و راهزن در ۱۴۰۰ سال پيش، روی آسايش، پايداری و دارامندی را نديد؟
برای آنکه اسلام و محمد و چگونی بوجود آوردن قرآن را بهتر بشاسيد، کتابهای زير را بشما پيشنهاد ميکنيم:
" ۲۳ سال" از علی شتی
" تولدی ديگر" از شجاالدين شفا
" الله اکبر" از دکتر مسعود انصاری
" بازشناسی قرآن" از دکتر مسعود انصاری
" کوروش بزرگ و محمد ابن عبدالله" از دکتر مسعود انصاری
خواشمندم آدرس اين تارنما را به دوستان خود بدهيد
آرمان گردانندگان اين تارنما اين نيست که بگونه دستاربندان دين فروش، باوری را از کسی بگيرند و باور ديگری را جايگزين آن سازند. پس از خواندن و دريافت پذيرفتنی ها و رايزنی با خرد، گزينش راه درست به خود خواننده بستگی دارد. چه سود و زيان آن ويژه خود او ميباشد نه ديگران.
پاينده ايران؛ سرزمين مهر و دوستی و نيکی
از گفتار زنده ياد آله دال فک
ايرانی بايد اسلام و مسلمانی را با فرهنگ ديرپايش برابر کند و در ترازوی
خرد بسنجد؛ اگر آگاهانه دريافت که آيين بيابانگردان تازی بر فرهنگ و آيين
کهن او برتری داشت، آنگاه با چشمان باز آنرا بپذيرد و بکار ببندد و اگر جز
این بود، آنرا دليرانه و آگاهانه به بيابان تازيان برگرداند و به کهن آيين سرافراز
و درخشان و جهانگير نياکانش روی آورد که همان گفتار نيک، پندار نيک و
کردار نيک است، نه کشت و کشتار و قارت و ددمنشی
